تنها...
تنها بودن برای گريستن
برای خنديدن
تنها بودن برای لبخند زدن
برای روی در هم کشيدن
برای زندگی کردن
برای مردن
تنها بودن برای شگفت زده شدن
برای کشف کردن
زندگی کردن
تنها در درد
در آسيب ديدن
در لذت بردن
تنهايی در سحرگاه
در شامگاه
در هنگام غروب
تنهايی در اين زندگی
در اين جهان
تنها در بستر
در آگاهی يافتن
تنهايی در اين سرزمين
با اين مردم
تنها هنگام کار
تنها همين لحظه حتی
تنها،وقتی که به دنيا آمدم
و آنگاه که خواهم مرد
تنها وقتی که زندگی را سپری می کنم
بدون هيچ افتخاری
چه گونه می توانی شاد باشی؟
زندگی را سپری کن
همين طور سر سری...
چه کسی دوستی مثل تو را می خواهد؟
هيچ کس نخواهد فهميد چه طور زندگی می کنم
هيچ کس نخواهد فهميد که کی هستم!
و هيچ کس مرا به ياد نخواهد آورد.
چرا که زندگی در تنهايی را
خود انتخاب کرده ام.
من هميشه تنهايم.
تنها بودن لذت بخش نيست
انجام دادن همه ی کار ها توسط خودت
زندگی کردن بدون هيچ کشفی
و قسمت نکردن غرورت با هيچ کس
می خواهم کسی را داشته باشم
تا با او زندگی را سپری کنم
اما اکنون
به تنهايی ام ادامه خواهم داد
هميشه تنها!
Tom Bennet
ترجمه:محمد فلاح نيا
0 نظرات:
ارسال يک نظر