جمعه ۱۹ دسامبر ۲۰۰۸


والت ويتمن (Walt Whitman ) (1819-1892) که امروزه به عنوان يکی از بزرگ ترين شاعران آمريکا او را می شناسند،در زمان خود شخصی بسيار جنجال آفرين بود.وقتی او کتاب مهمش "برگ های علف" (Leaves of Grass) را در سال 1855 منتشر کرد،از آن جا که شعر هايش مملو از ستايش دوستی و رفاقت با يک معشوق مذکر و تجليل هايی از بدن ، شيرينی و جوهر پدرانه ی يک مرد بود، بسياری از خوانندگان آثارش را متعجب ساخت.
در آن زمان فقط تعداد اندکی از اهالی ادبيات آثارش را ستودند.برای اين دسته،نگاه طبقاتی ويتمن به جامعه ی آمريکا و بازتاب آن در آثارش،نکته ای مثبت بود.اما ديگران بر اين عقيده بودند که عشقی که ويتمن از آن سخن گفته و آن را تحسين کرده است،عشقی ممنوعه و تيره است که به عنوان گناهی نا بخشوده و بزرگ در مسيحيت از آن ياد می شود.
حقيقت آن است که ويتمن معشوق های بسياری داشت اما به سختی می کوشيد تا اين روابط را پنهان نگاه دارد.در زمان انتشار کتابش وقتی که يک کشيش متعصب او را تحت فشار قرار داد و از او پرسيد که آيا عشقی که ويتمن از آن سخن می گويد،روابط نا مشروع فيزيکی را هم در بر می گيرد يا نه،او در پاسخ گفت که اين استنتاج از آثارش را بسيار ناپسند می داند...
قضاوت هر چه که هست،باشد...شکی نيست که ويتمن انسان و شاعری بزرگ است.شعر کوتاهی از او را برای اين پست وبلاگ ترجمه کرده ام .

مانند آدم در صبحدم آفرينش...
مانند آدم در صبح دم ِ آفرينش
با احساس سرخوشی تمام
بيدار می شوم

و در آلاچيق ها قدم می زنم
اينک اين من
که عبور می کنم
و صدايم که نزديک می شود.

نوازشم کن
وقتی که از کنارت رد می شوم
و بی هراس از اندامم
نخلستان دست هايت را بر پيکرم بکش...

شعر:والت ويتمن
ترجمه محمد فلاح نيا

0 نظرات:

ارسال يک نظر